تاريخ : شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 | 19:52 | نویسنده : سادات

به وبلاگ من خوش اومدید

امیدوارم لحظات خوبی را آرزومندهستم

خوش باشید


برچسب‌ها: خوش آمد گویی

تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 22:47 | نویسنده : سادات


هوا بدجورى طوفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى از سرما مچاله شده بودند...
هر دو لباس‌هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى‌لرزیدند
پسرک پرسید: «ببخشین خانم! کاغذ باطله دارین» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آن ها کمکی کنم.
مى‌خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آن ها افتاد که توى دمپایى‌هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.

گفتم: بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.
آن ها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهای شان را گرم کنند، بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آن ها دادم و مشغول کار خودم شدم.
زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد، بعد پرسید: ببخشین خانم! شما پولدارین؟ 
نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: من اوه نه! 
دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبکى‌اش به هم مى خوره.
آن ها درحالى که بسته‌هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند ...

فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آن‌ها دقت کردم،
بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم.
سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه این ها به هم مى آمدند.
صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم، لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم.
مى خواهم همیشه آن ها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

*
*

با دلبستن به دلخوشی های زندگی، می توان برای فردای بهتر تلاش کرد


برچسب‌ها: آدم ثروتمند, شیرکاکائو, پسرک, دخترک

تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 22:44 | نویسنده : سادات
 

اینــــــجا زمیــن اســـت 

 

زمین گـــــرد است

 

تویی که مـــرا دور زدی

 

فــــردا به خودم خواهــی رسیــــد

 

حــال و روزت دیـــــدنی نه سرود نیــست ...

 


برچسب‌ها: زمین گرد است, دور زدن ممنوع

تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 22:42 | نویسنده : سادات
 

 

 گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی

کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی...

 


برچسب‌ها: کودکی, کودک باشی, عشق, عاشقانه

تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 21:48 | نویسنده : سادات
تو توو دید من نیستی ، کجایی
چطور انقده نترس و شجاعی
چطور انقده بد شدی خدایی
تو توو فال من نیستی ، چرا نه
چرا محل نمیذاری به آدم
چرا گریه نمیکنی به یادم..

 

دوست دارم دوباره اون پاهای خستت
کنارم راه بیانو
دوست دارم دوباره تو واسه من بخونی
منم بزنم با پیانو

یه وقتایی همه چیز سیاس
دلهره پنجره باز
هیچیم نی که اصلا بده فاز
فاش میشه ازت هر هفته یه راز
اینم که میبینی افتره ماست
هیچ نقطه ی روشنی نی
خودتو بکش همینی
من خودمو کشتم اینی
نرفتی چون مشتری نی
هیچ راه برگشتی نی
این زندگی رفتو برگشتنی نی
اینو بفهمو شل نباش
شاید اون یکی مثله من مشتی نی
ما وقت استفادش میریم
رفیق همه چیمونو واسش میدیم
این چیزارو تا تهش دیدیم
امثال تو رو صد بار بخشیدیم

اونایی ام که اضافی ان خودشون میرن

  ♫♫♫

تو توو اتاق من نیستی چرا نه
چطور انقد یهو میشی یه نامرد
چرا نمیرسه هیشکی به دادم
هزار تا نذر هزار تا اشک هزار شمع
نشد غافل ازت حتی یه بار شم
همیشه من همینقدر دوست داشتم..

دوست دارم دوباره اون پاهای خستت
کنارم راه بیانو
دوست دارم دوباره تو واسه من بخونی
منم بزنم با پیانو


برچسب‌ها: تو تو دید من نیسی, متن اهنگ تو تو دید من نیستی, امیر تتلو, تتلو

تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 20:42 | نویسنده : سادات
یه سالیه..که از پیشم رفتی
با اینکه میگفتی دوریم سخته یه ثانیه
و حالا از همدیگه ما چه دوریم
و بدون تو بهم ریخته حال روحیم
چیه..نگا میکنی زیر چشی
فکر اینی که ایندفعه میدم گیر به چی
من که رفتم فقط امیدوارم یه روز
توئم از این کارات سیر بشی

 

نه ، دیگه بدستت آتو میدم
نه.. دیگه به هیچکسی جاتو میدم
من بدترین روزامو با تو دیدم
هه
دیگه ازت نا امیدم
جداییمون ، تنها داشت دو حالت
واسه من سخت بود
ولی واسه تو راحت
بزار برو
چون اگه راستشو بخوای
دیگه بیزارم از دیدن دوبارت

من هنوزم تو فکرتم یه سره
فقط امیدوارم این روزا بگذره
میدونم حال تو بدون من بهتره
چی میشد معرفت داشتی تو یه ذره..

چه کارایی .. واست میکردم نمیدیدی
ببین ، من پُره دردم نمیبینی
رفتارامم با تو سردن نمیبینی
چرا جایی   تو منو گردن نمیگیری
نه ، ازت میخوام بیای پیشم
نه ، دیگه با دروغات سیا میشم
من ، دیگه واسم مهم نی اصن
بعد من   رفیق صمیمیات کیا میشن
شاید ، نمیتونستی با یکی باشی
شاید ، دوست داشتی قاطی اکیپا شی
شاید ، تو هم زیاده دردو دلات
شاید ، بود تقصیر هردوی ما
واسه موندت نمیکنم تلاشی
خوشبحاله اونکه الان براشی
منم که دیگه.. خب به این عادت کردم
که توشرایط سخت کنارم نباشی

من هنوزم تو فکرتم یه سره
فقط امیدوارم این روزا بگذره
میدونم حال تو بدون من بهتره
چی میشد معرفت داشتی تو یه ذره..

نگو که حالا  حال ِ جفتمون یکیه
تو الان کردی به کس دیگه تکیه
تو سرم پُر از مشغله فکریه
که چرا اصلا دوست داشتن اینشکلیه
چرا اصلا هیشکی باهات رو راست نیست
اونهمه صداقتت با من کو راستی
چرا هرکس که بازم دم از عشق میزنه تو نمیتونه تا تهش پای اون وایسی
منو گذاشتی و رفتی ، بگو چرا
واسه اینکه عشق و حالت بیشتر باشه براه
حال و روز منه ساده رو نگاه
موندم تنها با یه عالمه چرا
ببین یچیزیو حالا دارم بهت میگم
من سیاهی رو ، توی دلت دیدم
اونم یه روزی میکنه تورو ولت بی رحم
میگی دوستم داری ؟ ، باشه بهش میگم

من هنوزم تو فکرتم یه سره
فقط امیدوارم این روزا بگذره
میدونم حال تو بدون من بهتره
چی میشد معرفت داشتی تو یه ذره..

 


برچسب‌ها: متن آهنگ یه سالیه, آرمین2afm

تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 17:26 | نویسنده : سادات
اون اصن نمیدونه من تو دلم چی میگذره اون راهه خودشو داره

اون اقن نمیفهمه که من چی میگم خدای خودشو داره

اون اصن ناراحتیم ناراحتش نمیکنه هدفای خودشو داره

وقتی میتونه عصبیم کنه یهو دیدی حرمتاروکشت دوباره

اوووون میزنه همین فرداش بیرون اگه لیاقت داش میموند اگه دوسم داش واسم آرامش میخواسو رو حرفاش میموند

اوووون میزنه همین فرداش بیرون اگه لیاقت داش میموند اگه منو دوسم داش واسم آرامش میخواس و روحرفاش میموند

تموم شد تموم شد به جون خودش تموم شد هرچی که دوستام میگفتن همون شد تموم شد

تموم شد تموم شد به جون خودش تموم شد هرچی که دوستام میگفتن همون شد تموم شد

اون از اولشم یه رهگذر از این ورا بود هرکی هرچی میگفت میخندید بی حیا بود اوووون از اولشم یه دوروی مادی گرا بود دائم داشت نقش بازی میکرد مثه بازیگرا بود

اووون دیگه با من نیست دیگه هیجایی همراهم نیس دیگه نزدیک مثه عضو بدن نیس دیگه همسرم نیس

اووون دیگه بامن نیس دیگه همراهم نیس نزدیک مثه عضو بدن نیس دیگه همسرم نیس

تموم شد تموم شد به جون خودش تموم شد هرچی که دوستام میگفتن همون شد تموم شد

 

تموم شد تموم شد به جون خودش تموم شد هرچی که دوستام میگفتن همون شد تموم شد


برچسب‌ها: متن آهنگ تموم شد, تموم شد, عشقم

تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر 1393 | 17:5 | نویسنده : سادات
ای کاش همونقدری ک من میخواستمت توهم منو میخواستی.....

ای کاش فقط یکم دوسم داشتی....

ای کاش هیچوقت بخاطر یچیز کوچیک که هیچوقت نفهمیدم چیه نمیرفتی...

ای کاش توام مثل من به حرفات پایبند بودی....

ای کاش یادم بودی...

ای کاش هیچوقت رابطه ای رو شروع نمیکردی ک یروز ناعادلانه بخوای تمومش کنی...

ای کاش هیچوقت حتی اسمم نمیاوردی....

ای کاش هیچوقت نبودی.....


برچسب‌ها: مخاطب خاصم, رفت, ای کاش دوسم داش

تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393 | 10:49 | نویسنده : سادات
 

من چِه ساده ام کِه 

ُُگُمان میکنم اگر نَباشَم

دلی بَرایَم تنگ میشود...

اما

حَقیقَت این است کِه...

اگر نَباشَم، فَقَط نیستَم....

هَمیـــــن..!!!

 

 



تاريخ : شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 | 19:35 | نویسنده : سادات

 

che sade... Hitfun.ir  300x199 چه ساده از هم دور شدیم!

.

.

داستان عاشقانه چه ساده از هم دور شدیم

.  .  .

باز هم بیخودی قهر کرده بود و من هم از سر لج خودم را بخاطر غرورم به بی خیالی زده بودم !

بعد از چند روز که صبرم به ته رسیده بود طاقت نیاوردم و گوشی را برداشتم تا از دلش در بیارم . ..

هر چی sms میدادم بهش تحویل داده نمیشد،منم عادت نداشتم موقع منت کشی و این بازیا هی زنگ بزنم !

فکر میکردم مشکل از سیم کارتشه واسه همین هر چند ساعت در میون باز یه sms میدادم تا شاید بهش برسه اما . ..

دیگه داشتم دیوونه میشدم،یه هفته ای میشد که صداشو نشنیده بودم تصمیم گرفتم غرورمو بزارم کنار

- گوشی رو برداشتم و زدم بیرون از خونه یه کوچه خلوت پیدا کردم نشستم یه کنج شمارشو گرفتم .

اما بجای شنیدن صدای عشقم تنها صدایی که به گوشم خورد دِ موبایل سِت ایز آف بود !

دیوونه بودم دیوونه تر شدم،به هرجایی که قبلا می تونستم پیدایش کنم سر زدم . ..

اما اثری ازش نبود و من میبایستی که واقعیت را باور می کردم !

او رفته بود و من مانده بودمو دوستت دارم هایی که هرگز خوانده نشد . ..

حالا نمی دانم کدام یک مقصر بودیم من یا او ؟ ! ؟

او لایق عشق بزرگ من نبود یا من او را خوب نشناخته بودم . ..

چه ساده از هم دور شدیم ای خــــــُــدا ! !


برچسب‌ها: چه ساده ازهم دور شدیم, داستان عاشقانه

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 | 16:31 | نویسنده : سادات
 

عکس0849.jpg

 



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | 17:6 | نویسنده : سادات

آهويم مرا دوست داشت؛ اگر گرگ هاي اطرافش ميگذاشتند


برچسب‌ها: آهویم

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 | 19:3 | نویسنده : سادات

 زندگینامه کوروش کبیر

● از تولد تا آغاز جوانی کوروش کبیر

دوران خردسالی کوروش کبیر را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات ، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست. تقریباً تمامی این افسانه ها تصویر مشابهی از آغاز زندگی کوروش کبیر ارائه می دهند،تصویری که استیاگ ( آژی دهاک )، پادشاه قوم ماد و نیای مادری او را در مقام نخستین دشمنش قرار داده است.


برچسب‌ها: زندگینامه کوروش کبیر, کوروش کبیر

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 | 18:10 | نویسنده : سادات

پسر بودن یعنی فقط تا اخر دبستان بابا مامان پشت سرتن بعدش جامعه

بزرگت میکنه


پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول نشی

پسر بودن یعنی بعد 18 دیگه یا سربازی یا سربار

پسر بودن یعنی بابا نباشه نون باید بدی حالا 5 ساله باشی یا 50 ساله

پسر بودن یعنی آزادی که از ( آ ) اولش تا ( ی ) آخرش همش مسئولیته و

حصار


پسر بودن یعنی جنگ که شد گوشت تنت سپر ناموسته

پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی


پسر بودن یعنی حرفایی که میمونه تو دل

پسر بودن یعنی " مرد که گریه نمیکنه "


دردنـــــاک اســـــت


دوســـــتـَش بـداری

و گمـــــان کنی دوســـــتـَت دارد

حــــال آن کـِه

او یــِگــانه هـَســــتی تو باشـَـد

و تـــــو

یـــِــکی از هــزاران لــــــذت او …




گذشته ای که حالمان را گرفته است


آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم



و حالی که حالمان را بهم میزند


چه زندگی شیرینی!!!!


دلـــــم میگـــــیرد

وقــــــــتـی مـــــیدآنم

در دنـــــــیآیِ بـــــه این بـــــزرگی

هیچ دلـــی نیســت کــه بـــرآیِ مـن تنـــگ شـــود...


سهــم من از دنیــــــــــــا

نداشتنت استــــــــــــ ...

تنهـــــا قدم زدن در پیاده رو هــــــا

و فكـــــــر كردن به كســـــی كه

هیــــچ وقتـــ نبود...!!!




نوشت سلام نفسم.......

درحالی که تازه به من شب بخیر گفته بود.....!!!

!چه اشتباه تلخی!!!!


. گـــاهـــی وقتــــا کــه بــهت نگـــاه میکــــنم ,

پیـــشِ خـــــــودم فکــــــر

......... میکـــــنم ,:

یعــــنی واقـــعــا ایــن همـــــونیـــه کـــــــه ..

............... یـــه روز عـــــاشقــــم بــــود , همــــونـــه کـــه یــه روزی

. قـــــربـــون صـــدقــه ام میــــرفــتـــــ .........

....................... همــــونـــیــه کـــه یــه روزی منــــو محـــکم در

.. در آغـــوشــش میگــرفــتـــــ ....

....... و یــه عــالمـــه ســــوال کـــه جــــوابـــی بــــــراش نــــدارم......

.............. !! ؟؟ یعنــــی واقعــا خــــــــــودتـــــی..؟؟؟؟

یعنی این  همون روزای عاشقونه ای بود که می خواستیم....نه...



ac92yo7l1abbm7lr2lkl.gif

 

ﺩﻟﻢ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﻧﻪ ،

ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺷﯽ ...




خدایــــــــــــــــــــــا همـــش گفتــیـــــم:

راضــــیم به رضـــــای تــــو، ایــــن یــــه بـــــار تـــــو رضــــــــایـــــت بــــده


به رضــــــای مــــــــا...






فکــر نکــن کـه بـه پـایـت مـی نـشـیـنم؛


نــــــه!!!


بـلـــنـد مـی شــوم


آرام چــَرخــی مــی زنـــم


مــطــمــئــن مــی شـــوم کــه نـیـسـتــی


بـَرمـیـگـــردم سَـر جـــآیـم


سـَــرم را مـی گــُـذارم و "مـی مـــــیــرم" ..


.!

برچسب‌ها: دلتنگی

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 | 13:12 | نویسنده : سادات
اگر بهت بگن عشقت مرده چکار میکنی؟؟

1-خودکشی

2-خوشحال میشی

3-گریه وزاری میکنی

4-گوشه گیر میشی

5-هنوز سومش نشده یکی دیگه روپیدا میکنی

6-اصلا برات مهم نی

بروبکس جواب بدینا!!

من ۳و۴و۱


برچسب‌ها: اگه بهت بگن عشقت مرده

تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 17:11 | نویسنده : سادات

jomlax-love (10)


برچسب‌ها: زیاد, شیرینی

تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 17:8 | نویسنده : سادات
آدمها زیاد عاشق میشوند...

زیاد هم شکست میخورند!!!

اما میان این عشق ها فقط یکبار دل ادم گیر میکند!!!

دلت که گیر کرد،شكست هم بخوري،باز شكست نيست.....دلدادگيست....


برچسب‌ها: دلدادگی

تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 17:7 | نویسنده : سادات

jomlax-love (8)


برچسب‌ها: پستی, ارتفاع, هراس

تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 21:59 | نویسنده : سادات
تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 16:33 | نویسنده : سادات


برچسب‌ها: تصاویر متن دار

تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 16:18 | نویسنده : سادات
تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 21:56 | نویسنده : سادات


برچسب‌ها: ارزش, قلب, دوست, عشق, صداقت

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 21:53 | نویسنده : سادات
تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 21:49 | نویسنده : سادات


برچسب‌ها: آرزو

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 21:47 | نویسنده : سادات


برچسب‌ها: خیانت

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 21:43 | نویسنده : سادات


برچسب‌ها: خاطره

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 21:40 | نویسنده : سادات


برچسب‌ها: خدایا

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 21:39 | نویسنده : سادات


برچسب‌ها: چرک نویس, عشق

تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 21:33 | نویسنده : سادات



تاريخ : شنبه بیست و هشتم دی 1392 | 19:52 | نویسنده : سادات

پروردگارا 

             

داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم

                            

چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.

    

 

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
که تنها دل من ؛ دل نیست


برچسب‌ها: داستان, داستان کوتاه, داستان کوتاه و پند آموز, داستانک, داستان احساسی و غمگین